الملا فتح الله الكاشاني

273

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

شناسم كه عامل را در آن بهر حسنه صد هزار حسنه بنويسند مگر مكه كه يك ركعت نماز در آن به صد هزار بنويسند و صدقه يك دينار به صد هزار دينار آنجا سراى ابرار است و زيارتگاه اخيار است و نگريستن در آن خانه عبادة الدهر و صوم الدهر است و ملائكه آنچه براى دعا كنندگان آمين گويند و همهء گناهان طائفان در آن آمرزيده شود و مورد و مصدر جملهء انبيا آنجا بوده و فرداى قيامت اكثر انبياء و صديقان و شهيدان و صالحان را آنجا حشر كنند و هر كه آنجا محشور گردد ايمن باشد بجهة آنكه خانه با بركت و كثرت نفع و خير است و گويند بركت بمعنى ثبات و دوامست يعنى عبادت در او دايمى است چه در روايت آمده كه هرگز طواف از آن منقطع نميشود * ( وَهُدىً ) * و در حالتى كه خداوند هدايتست * ( لِلْعالَمِينَ ) * مر عالميان را زيرا كه قبلهء ايشانست و بجهة توجه به آن در نماز مهتدى ميشوند و يا بجهة آنست كه معبد ايشانست و عبادت آن مقابل صد هزار عبادتست در غير آن چنان كه گذشت و يا بجهة آنكه در او آيات عجيبه است كه دالست بر وجود صانع و وحدت و كمال قدرت باهرهء او كما قال * ( فِيه آياتٌ بَيِّناتٌ ) * درين خانه نشانهاى روشنست چون انحراف طيور از موازات آن در مرور قرون و اعصار و اختلاط سبع ضار يا صيود در حرم آن مقام عاليمقدار بدون تعرض و ايذا و آزار و استيصال ملائكه هر جبار را كه قصد خرابى او كنند در هر وقتى از روزگار مانند اصحاب فيل و غير آن از كفار و انمحاق حصى بر جمار چه اگر چنين نبودى بجهة كثرت رماة مقابل كوهى آنجا بر آمدى و آن را پنهان كردى و استيناس طيور در آن بمردمان و استشفاى مريض نزد آن و نفى فقر و ادرار رزق و نيز از جملهء آيات عجيبهء آن اينست كه مردمان هر چند بسيار باشند مسجد الحرام گنجايش آن داشته باشد و طيور در آن زرق نيندازند و هر كه نظر در آن خانه كند ديده اش اشگبار گردد و اوليا هر شب در حوالى آن حاضر گردند و جنيان به طرف آن مايل باشند و دلهاى مؤمنان بدان متوجه باشد و نزد بعضى مراد بآيات مشاعر و معالم آنجاست چون حجر الاسود و ركن و حطيم و زمزم و غير آن و بر هر تقدير اينجملهء مذكوره مفسر هدى العالمين است و يا حال ثالثه است و قوله * ( مَقامُ إِبْراهِيمَ ) * مبتداى محذوف الخبر است اى ( منها مقام ابراهيم ) يعنى بعضى از آيات مذكوره موضع ايستادن ابراهيم است و آن سنگى است كه اثر قدم خليل الرحمن بر آن است و آن يك آيه نيست بلكه چهار آيه است اول تأثر آن سنگ از قدم ابراهيم دوم عوض كردن قدم آن حضرت تا بكعبين سيم بقاى آن قدم مدت متمادى چهارم محفوظ بودن آن سنگ از زوال با وجود كثرت اعادى در چندين هزار سال و ميتواند بود كه بدل آيات باشد بدل بعض از كل و يا عطف بيان بنا بر آنكه متضمن آيات اربعه مذكور است و گويند سبب اثر قدم آن حضرت برين سنگ آن بود كه چون بنيان كعبه مرتفع گشت سنگى در زير قدم خود نهاد تا بر بالاى آن متمكن شده رفع حجاره نمايد چون بر بالاى آن بر آمد هر دو قدم او در آن غوص